به بهانه هشت مارس روز جهانی زن، یادداشتی درباره نزهت امیری (۱)

بانو نزهت امیری و انجام کاری سترگ و تقریبا ناشدنی در چارچوب فرهنگ و سیاستگذاری‌های کنونی موسیقایی در ایران

همشهری در  دوشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۷ نوشت:
نخستین زنی که رهبر ارکستر ملی ایران شد.

برای رسیدن به این درجه از تخصص و باوراندن آن به نه تنها موسیقیدانان؛ بلکه به مدیران هنری و موسیقی در ایران چه دشوار است! قبولاندن رهبری ارکستر سمفونیک از سوی زنان در تمامی جهان حتی در کشورهای پیشرفته اروپایی که قرن‌ها با این ساختار، موسیقی می نوازند؛ رهبری زن برایشان در طی تاریخ مشکل و حتی می توانیم بگوئیم، غیر قابل هضم بوده است.

گفتگوی یک رهبر ارکستر را با هم می‌خوانیم:

— چرا زنان کمتر رهبر ارکستر می شوند؟
به عقیده‌ شما یک زن توانایی رهبری ارکستر را دارد؟

او پاسخ می دهد:
– به عقیده‌ من، نه!
– چرا نه؟
– نمی‌دانم؛ به میل و اراده‌ خداوند یا شاید طبیعت وضعیت این طور است که برای مثال زنان توانایی زایمان دارند و مردان نه. اگر شما چنین حرفی را پیش بکشید برای هیچ کس آزاردهنده نیست اما اگر بگویید یک زن توانایی رهبری کردن ارکستر را ندارد، همه می‌رنجند.

کارل مارکس هم در جواب این سوال که پررنگ‌ترین خصلت زنان به نظرش کدام است، پاسخ داده است: ضعف و این البته درست است. نکته مهم این است که یک زن باید زیبا، دوست داشتنی و جذاب باشد و بنابراین اگر در جایگاه رهبری قرار بگیرد، نوازندگان با نگاه کردن به او تمرکزشان را در ارکستر از دست می‌دهند.

در واقع ماهیت و جوهره‌ کار رهبری ارکستر قدرت است؛ اما خمیره‌ زن از ضعف است.

این‌ها، قسمت‌هایی از یک مکالمه در زمان‌های بسیار دور مثل زمان حیات بتهوون و شومان یا مثلاً اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم هم نیست بلکه قسمتی از مصاحبه‌ دو سال قبل یوری تمیرکانف، رهبر ارکستر اهل روسیه با روزنامه‌ روسی نزاویسیمایا گازتا است. تمیرکانف از سال ۱۹۸۸ رهبر ثابت ارکستر فیلارمونیک سن پترزبورگ است!

زنان و رهبری ارکسترها
امروز در اکثر نقاط جهان دیدن یک رهبر ارکستر زن بر روی صحنه هنوز سبب حیرت بسیاری از بینندگان می‌شود. تعداد رهبران زن در قیاس با مردان بسیار کمتر است و یک زن فارغ‌التحصیل رهبری با دشواری‌های بی‌حد برای یافتن شغل روبه‌روست.

در نهایت اغلب رهبری ارکسترهای کم‌اهمیت‌تر نظیر ارکسترهای دوره‌ای، کر، محلی، کلیسایی، مدرسه‌ای و سالمندان غیرحرفه‌ای به زنان می‌رسد؛ در حالی که تقریباً بیش‌تر رهبرهای دائمی ارکسترهای بزرگ سمفونیک یا فیلارمونیک شهرهای مختلف جهان مردان‌اند و رسیدن به چنین جایگاه شغلی‌ای هنوز در بسیاری از کشورها برای یک زن یک خرق عادت تمام عیار به شمار می‌آید.

مارین آلسوپ یکی از همین زنانی است که امروز رهبر ثابت ارکستر سمفونیک بالتیمور است و در مصاحبه‌اش با روزنامه‌ آلمانی تاتس، خاطره‌ای از دورانی که دانشجوی لئونارد برنشتاین بود، نقل می‌کند که یک بار زمان رهبری، برنشتاین به او گفته بود که اگر چشمانم را ببندم، نمی‌توانم حدس بزنم یک زن یا یک مرد است، که ارکستر را رهبری می‌کند.

آلسوپ می‌گوید معتقدم که حق با او بود. این‌جا مسأله، رهبری است نه رهبر و هیچ تفاوتی نمی‌کند که زن، مرد، سفید یا سیاه باشید. در رهبری مطلقاً چیزی وجود ندارد که یک زن از انجامش ناتوان باشد و مسأله در واقع این است، که در کل اگر شما به عنوان یک مرد قدرتمندانه رفتار کنید، فوق‌العاده و قوی به نظر می‌رسید؛ اما به عنوان یک زن شما یک تهدید شناخته خواهید شد.

با کنار هم گذاشتن گفته‌های تمیرکانف و آلسوپ در همین مقاله، پیچیدگی وضعیت تا حدود زیادی عیان می‌شود: رهبری به عنوان یک حرفه‌ بسیار دقیق نیازمند جدیت و انضباط فوق‌العاده و اقتدار است که مخالفان رهبری زنان، یک زن را ذاتاً فاقد آن می‌دانند و اگر زنی هم واجد آن خصلت‌ها باشد، غیرعادی و یک تهدید تلقی خواهد شد!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *